راضیه رهبان : دغدغههای اُفت تحصیلی امروزه بیش از هر چیزی باید موردتوجه اولیا و مدیران و مدرسین قرار بگیرد. امروزه تلاش برای بالا بردن سطح علمی دانشآموزان یکی از دلمشغولیهای مهم دستاندرکاران مسائل آموزشی کشوراست.
حال سؤال این است: چرا افت تحصیلی هرسال زیادتر شده و دانشآموزان، میلی برای پژوهش و یادگیری بیشتر ندارند؟ یکی از مسائلی که موردتحقیق قرار گرفته، این است که بیشترین آسیبی کهدراینباره به سطح علمی و آموزشی کشور وارد شده و لطمههای جبرانناپذیری بر پیکر آموزشی کشور وارد نموده،کمکاری مدرسین در کلاسهای مدرسه است.
البته یکی ازاین علل نرساندن مطلب دقیق و درست و عدمتفهیم درس به دانشآموزان است. شلوغی کلاس و تعداد بیشازحد دانشآموزان، همچنین کوچکی و محیط غیراستاندارد کلاس درس نیز مزید بر علت میباشد. علیرغم هشدارهای مکرر در مورد آسیبهای چندوجهی ناشی از کلاسهای تشکیلشده در منازل مدرسین، گزارشها نشان میدهد که باز هم سطح علمی دانشآموزان هیچ تغییری نکرده و هرسال با تبعات بیشتر و ناموفقتر از پیش به کلاس بالاتر میروند.
تدریس خصوصی در منازل یکی از بازارهایی است که امروزه معلمان و دبیران به شیوۀ جدید کنونی با برپایی کلاس و تعداد دستهجمعی و البته هزینههای سنگین به راه انداخته و تأکید بر روش تدریس خود دارند.بهعنوان مثال، اینکه اولیا را از روش تدریس دیگر مدرسین دچار واهمه نمایند تا فقط و فقط جزوۀ دبیر مربوطه مورداستفاده قرار بگیرد. مسئله این است که با این کار بازار جدید درآمد داغ شده و از آنطرف دانشآموز به خیال اینکه صلاح کارش در همین جزوه و وروش تدریس است، دلخوش به نمرۀ دست همان دبیر مربوطه گشته و چهبساغافل از این است که با این کار اعتمادبهنفس آنها هدف گرفته شده و با یک روش خاص و یا با یک نمونه سؤال آشنا خواهد شد.
ضعف بزرگ یک مدرس این است که اصراربر یک روش تدریس داشته باشد، چون همواره بیم آن دارد که دانشآموزش روشها و دستورالعملهای وی را زیر سؤال بَرَدویا اینکه آنقدر تبحر نداشته باشد تا هر سؤالی از آنها را پاسخ بگوید. نتیجه اینکه مشاهده میشود هرسال در آزمونهای کشوری کمترین نمرات را همین دانشآموزانی میآورند که وابستگی آنها به یک مدرس و یا یک روش خاص بوده است.متأسفانه نداشتن حقوق کافی، این استراتژی جدید یا به زبان سادهتر رشوهگیری قانونی را گسترش بخشیده تا در این حین بعضی از مدرسان با تأکید بر ضعیف بودن دانشآموزان نزد اولیا ودایر نمودن کلاسهای خصوصیدر خانههای شخصی،بازار جدیدی به وجود بیاورند.
این واقعیت تلخ جامعهی ماست که با این روش بهسوی تنبل بار آمدن دانشآموزان گام برمیداریم؛چراکه مدرسین فقط سؤالات امتحانی راکه قرار است چند جلسۀ دیگر در آزمونی که توسط خود وی برگزار میشود تمرین نموده و نمرات مطلوب برای دانشآموز ثبت مینمایند. افسوس که خیلی از اولیا با حُسننیت به مدرس و نمرات کارنامهای، اقدام به این عمل مینمایند و از بار علمی فرزندانشان هیچ اطلاعی ندارند. این بزرگترین لطمهای است که به سطح آموزش و فرهنگ ما زده میشود.ضرورت شرکت در آموزشگاهها،از آنجا قوت میگیرد که داوطلبان رابا استانداردهای آموزشی آشنا مینماید؛همچنین نظارت نسبي بر آنهاونیز استفاده از روشهای تدریس متفاوت و برگزاری کلاسهای موضوعی و جمعی که روحیۀ شرکت در اجتماع و بالا بردناعتمادبهنفسرا بهبود میبخشد؛ درحالی که در تدريس خصوصي امكان اجرای چنين مواردی وجود ندارد و نميتوان عوارض ناشي از آن را بهطور قانوني پيگيري كرد.
موضع علي زرافشان،در سال ۱۳۹۲ دراینباره خواندني است. وي ضمن تخلف خواندن اين دست فعاليتهاي آموزشي، ميگويد: «تحميل تدريس خصوصي به دانشآموز حتي اگر نياز به آموزش خاص و فراتر از آموزشهاي عمومي داشته باشد، از سوي كادر آموزشي مدارس ممنوع است و مديران مدارس مسئول مستقيم نظارت بر اين مسئلهاند». زرافشان ادامه ميدهد: «علاوه بر اين، دفتر ارزيابي وزارتخانه و دفاتر ارزيابي استانها و مناطق، مسئوليت پيگيري اين دست تخلفات در سطح مدارس را دارند و عموماً يا از طريق نظارتهاي دورهاي يا از طريق گزارشهايي كه از سوي والدين و دانشآموزان ميرسد، در اين مسائل ورود ميكنند».
اما بعد از گذشت چند سال نهتنها بهتر نشده بلکه این مسئله روزبهروز داغتر و بازارشان پررونقتر گشته است.تأکید یک مدرس فقط به روش پیشنهادی خودش، جای یک سؤال باقی خواهد گذاشت که اگر در حین سال تحصیلی به هر دلیلی مدرس از ادامۀ تدریس بازبماند و یا حتی سال آینده از وجود مدرس فوق بهره گرفته نشود،جایگزینی که خواهد آمد هم نباید پذیرفته شود؛ زیرا قطعاً وی هم تدریس خاص خود را خواهد داشتکه با روش مدرس قبلی متفاوت است و ذهنیت اولیا این خواهد بود که مسلماً آسیب دیگری به تحصیل دانشآموزان وارد خواهد شد؛ در حالی که عملاً چنین چیزی صحیح نیست.اما اگر دانشآموزانما از ابتدا با یک روش صحیح و اصولی راهحلها را یاد بگیرند و آنها را به جستوجوی راهحلهای دیگر و پژوهشیتر تشویق نماییم،نهتنها در مقاطع مختلف تحصیلی آسیبپذیر نمیباشند، بلکه اعتمادبهنفس بهتری کسب خواهند نمود؛چراکه با روش تحقیق و تفحص آشنایند. چهبسا با روشهای دیگر نزد دیگر مدرسان آموزههای بیشتری کسب نمایند و با هر مدرس جایگاه بهتری برای خود کشف نمایند.
کلاسهای آموزشی بایستی مانند بازویی در کنار کلاسهای درسی مدارس باشند؛ زیرا امکان دارد تعداد زیاد نفرات در کلاسهای مدارس اجازۀ توضیحات وسیع و کامل را به مدرسین مربوطه ندهد؛ لذا با جبران کلاسهای آموزشیدر آموزشگاههای علمی تحت نظارت آموزشوپرورشبا روشهای دیگر، این امکان را به دانشآموزان خواهد داد تا با هرگونه مسئله آشنا شده و تمامی آنچه را که باید بیاموزند، یاد بگیرند. تمرین و تکرار از کتابهای متنوع، سردرگمی و نیز ترس درونی آنها را کمتر میکند، بیدقتی آنها را به حداقل میرساند و اطمینان خاطر بیشتری به آنها میدهد.
در پایان باید خاطرنشان نمود که وجدان کاری و تعهد فقط مختص پزشکان و وکلا نیست؛ اگر یک مدرس بهتمامی تعهدات خود پایبند باشد و بُعد مادیِ صِرف را کنار بگذارد، ریشههای قوی انسانیت قطعاً محکمتر خواهد شد. در کشورهای مدرن هرگز سؤالات را با پاسخ و کلید به دانشآموزانشان نمیسپارند، بلکه آنها را مجبور به یافتن آسانترین راه و مفیدترین روش میکنند. شاید اگر بهجای تغییر ظاهر دیوارها و کلاسها، عقاید و تفکرات کهنه را تغییر میدادیم، یک آمار بهتری از وضعیت کنونی داشتیم؛ مدرکهایی از هر نوع تخصص، بدون کارایی و کارآمدی که همواره شاهد آن هستیم.