شيفتگان قدرت | بلاگ

شيفتگان قدرت

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

 به حيرتم ز کساني که بهر منصب و جاه              

 هزار خفت و خواري به خود روا دارند

در آرزوي مقامي که بس نپايد دير                      

  به هر دري پي تعظيم سر فرود آرند

پیام اوز/ فاطمه قاسمی: انسان‌ها به‌صورت فطري و ذاتي و به اقتضاي سرشت و طبيعتشان شهرت‌طلب و مقام‌دوست هستند و همواره در پي حفظ منافع شخصي خويش و صيانت نفس. هر کنشي که فرد انجام مي‌دهد، چه به‌صورت فردي يا اجتماعي، پيش از همه، به‌منظور بيشينه کردن منافع و خويش است. هرچند حُبّ شهرت و ميل به جلب‌توجه آرزويي مشروع و انگيزة خوبي براي مسئوليت‌پذيري و پيشرفت در جامعه است، اما افراط در آن موجب تکبر و جاه‌طلبي است، و فرد را از نظر اجتماعى منفور و منزوى و حتي به بردگي فکري دچار مي‌سازد تا جايي که در اين راه از هر چيزي که او را به جلال و دولت برساند، حتي اگر با حيثيت انساني او منافات داشته باشد، استقبال مي‌کند.

خدمت، در هر پست و مقام، به خدمت به خلق و رضاي خدا مي‌انديشند، و جاه‌طلبان و قدرت‌طلبان در فکر تسخير دل‌هاي مردم براي دست‌يابي به موقعيت اجتماعي و قدرت هستند تا از اين طريق، به اهداف دنيوي خود دست يابند و تنها هدفشان کسب و حفظ قدرت است و در اين راستا از هر وسيله‌اي براي رسيدن به هدف استفاده مي‌کنند؛ از سر دادن شعار پوپوليستي و عوام‌فريبي که به مذاق اکثريت خوش آيد، تا تخريب شخصيت ديگران.

رياست ممكن است حق باشـد و ممكن است باطل باشـد كه اين خود بستگي به نيت و انگيزة آن‌ها از تصديِ رياست و هم‌چنين ميزان توانايي آن‌ها دارد. بنابراين اگر كسي براي رضاي خدا بر منصبي تكيه زند و در خود هم توانايي ايفاي آن مسئوليت را ببيند، اين رياست، رياستِ ممدوح است، و چنانچه برعکس اين باشـد، يعني شخص به‌قصد غلبه بر مردم و كسب مال حرام و زياده‌خواهي و يا حتي عدم شايستگي و… اقدام به تصديِ رياست و منصبي نمايد، نكوهيده و مذموم است.

با گذر و نظري بر تاريخ پيشينيان روشن مي‌شود که اکثر مفاسد و محروميت‌هاي علمي، اخلاقي، اقتصادي، فرهنگي و… در جوامع بشري در طول تاريخ همين حُبّ جاه و مقام بوده است؛ زيرا وقتي بر اريکة قدرت تکيه مي‌زدند، تنها به فکر حکومت بودند نه اصلاح امت.

ويژگي‌هاي جاه‌طلبان:

۱ـ بسياري از جاه‌طلبان علاقه دارند کارهايي را هم که انجام نداده‌اند، به ‌حساب آن‌ها بگذارند و دوست دارند نسبت به کار نيکي که انجام نداده‌اند، موردستايش قرار گيرند و به مضمون آية شريفة «وَ يُحِبُّونَ اَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ‌يَفعَلُوا» «دوست دارند نسبت به كار نيكى كه انجام نداده‌اند، موردستايش قرار گيرند.»

۲ـ افراد جاه‌طلب وقتي به موقعيت و مقامي مي‌رسند، جز خويشتن كسي ديگر را نمي‌بينند و براي افکار ديگران ارزشي قائل نيستند. آن‌ها تمايل دارند تمام کارهاي نيکي را که انجام مي‌دهند، همه از آن آگاه شوند تا در نزد مردم مقام و منزلتي پيدا کنند.

۳ـ جاه‌طلبان سعي مي‌کنند به سراغ کارهايي بروند که اسم، آوازه و شهرتي در آن است، هرچند بازده خفيف داشته باشد. آنان هرگز به کارهايي که سروصدا و آوازه ندارد، تمايل نشان نمي‌دهند، هرچند فايدة آن براي جامعه فوق‌العاده زياد باشد.

۴ـ جاه‌طلبان توقع و انتظار دارند دائماً مدح آن‌ها شود و كمترين نقد و نكوهش از آن‌ها به عمل نيايد. انتظار دارند در مجالس همه آن‌ها را احترام كنند و كسى بالاتر از آن‌ها ننشيند، در اثناي سخنان آن‌ها سخن نگويد و به‌اصطلاح سخن آخر، سخن آن‌ها باشد و کسي روي حرف آن‌ها حرف نزند و ايده و خواستة آنان بر ايدة ديگران غالب باشد.

افرادى كه آن‌ها را تكريم و تعظيم مي‌کنند، در نظر آن‌ها افراد بامعرفتي هستند و افرادى كه نسبت به آن‌ها اعتنايى ندارند، افرادى بي‌معرفت و نمك‌نشناس‌اند.

۵ـ افراد جاه‌طلب را غالباً مي‌توان از حركات و كلمات و رفتارشان شناخت؛ آن‌ها تمايل دارند تمام ‌کارهاي نيكى را كه انجام مي‌دهند تابلو كنند و همه از آن آگاه شوند تا نزد مردم مقام و منزلتى پيدا كنند. به همين دليل جاه‌طلبان غالباً به رياكارى نيز كشيده مي‌شوند، چراکه بدون رياكارى حسّ جاه‌طلبي آن‌ها اشباع نمي‌شود. پيامبر اسلام مي‌فرمايند: «اَبْغَضُ الْعِبادِ اِلَي اللهِ مَنْ كانَ ثَوْبَهُ خَيراً مِن عَمَلِهِ: اَنْ تَكوُنَ ثِيابُهُ ثِيابَ الْاَنبِِياءِ وَ عَمَلُهَ عَمَلَ الْجَبّارينَ»: «منفورترين بندگان در پيش خدا کسي است که جامة وي از کارش بهتر باشد؛ يعني جامة او جامة پيامبران باشد و کار وي کار ستمگران.»

۶ـ انسان جاه‌طلب و شهرت‌خواه، به صفت نفاق و دورويي نيز مبتلا مي‌شود؛ زيرا هميشه بايد مواظب خويش باشد تا در انظار عموم و مريدان و طرفدارانش طوري برخورد کند و به‌گونه‌اي سخن بگويد که با حيثيت ظاهري او منافات نداشته و باعث کاستي شهرت و رياست او نگردد. با آنکه شايد در باطن به چيزي غير از آنچه در عمل انجام مي‌دهد، معتقد است و حتّي گاهي ممکن است شخص شهرت‌طلب و رياست‌خواه براي به دست آوردن شهرتِ خويش، از بسياري از لذايذ مادي صرف‌نظر نموده و به تعبير ديگر، در انظار مردم راه زُهد و اِعراض از دنيا را در پيش گيرد تا بدين‌وسيله بتواند شهرتي پيدا کرده و به مرادش برسد و خواهش‌هاي نفساني خويش را برآورده سازد.

خداي تعالي مي‌فرمايد: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»: «اين سراي آخرت را براي كساني قرار مي‌دهيم كه در روي زمين ارادة برتري‌جويي (سركشي) و فساد ندارند، و عاقبت (نيك) از آنِ متقين است» كه به بيان بعضي از علما، آيه به‌صراحت ما را از دنياپرستي و رياست‌طلبي برحذر مي‌دارد.

من مَلَک بودم و فردوس برين جايم بود

 آدم آورد در اين دير خراب‌آبادم

مقرّبي که به خاطر جاهطلبي، از عبوديت و بهشت برين رانده شد

ابليس از مقربان بود که در برابر خداوند، دچار جاه‌طلبي و غرور گرديد، و عبادت‌هاي شش‌هزارساله را در يک ‌لحظه تباه کرد و از انجام فرمان خداوند يکتا سر باز زد. (شيطان) گفت: «من هرگز براي بشري که او را از گِل خشکيده‌اي که از گِل بدبويي گرفته شده است، آفريده‌اي؛ سجده نخواهم کرد.» شيطان بر آدم (ع) به جهت خلقت او از خاک فخر فروخت و با تکيه به اصل خود که از آتش است، دچار تعصب و غرور شد. با خدا درافتاد و پوشش تواضع و فروتني را از تن درآورد. خداوند او را به جهت بلندپروازي، پَست و خوار گردانيد و او را در دنيا طردشده قرار داد و آتش جهنم را در قيامت براي او مهيا فرمود.

کلام آخر: انسان‌هاي خردمند و دورانديش براي جلوگيري از تکرار رخدادهاي ناگوار و همچنين تقويت روندِ خودباوري و رسيدن به کمالات مادي و معنوي، بررسي عوامل تلخ و راز رستگاري را در سرلوحة کاريِ خود قرار مي‌دهند. با دقت به رخدادهاي تلخ و شيرين تاريخ بشريت، کمتر حادثة مهم تاريخي و اجتماعي را مي‌توان يافت که بدون پيش‌زمينه‌هاي قبلي رخ داده باشد. زيرا آغازِ پديد آمدن فتنه‌ها، و ريشة اغلب ناهنجاري‌هاي فردي و اجتماعي در انواع گوناگون غفلت‌ها و خواهش‌هاي نفساني است.

اختلاف، نافرماني، انحراف و تباهي، به ملت‌هاي گذشته اختصاص ندارد؛ بلكه هر فرد، هر جماعت و هر ملت در هر جا و مکاني که قرار دارد، امکان دارد در هر لحظه در دام هواهاي نفساني گرفتار شود و زمينة تباهي خود و جامعه را فراهم سازد. بايد در همة فعاليت‌هاي خويش، از برانگيختگي، طغيان‌گري، تندي در خشم، چيرگي حسد، ناصبوري، کم‌قناعتي، بدخويي،، بزرگ دانستن طاعت، تحقير نيازمندان، رياکاري و ضايع کردن حقوق ديگران دوري جُست. شعلة شهوت جاه‏طلبى تنها با اراده‌اي راسخ و ايماني استوار خاموش مي‌گردد.

در پايان، از خداي متعال بخواهيم که دل‌هاي ما را از شر وسوسه‌هاي نفساني و شيطاني پاک و منزه بگرداند.

پانويس:

– نقش باورهاي ديني در رفع نگراني‌ها، صص ۲۲۳ و ۲۲۴٫ طاهري، حبيب‌الله ـ انتشارات زائرـ ۱۳۸۸٫

– قرآن کريم؛ سورة قصص، آية ۸۳٫ سورة يوسف، آية ۵۵٫ سورة آل‌عمران، آيات ۲۶ و ۱۸۸٫ سورة قيامت، آيات ۲۰ و ۲۱٫ سورة حجر، آية ۳۳٫ سورة مائده، آية ۳۰٫ سورة لقمان، آية ۳۳٫ سورة حديد، آية ۲۰٫ سورة فرقان، آية ۶۳٫ سورة بقره، آية ۳۴٫

– نهج‌البلاغه، خطبة ۱۹۲٫ نامة ۵۳٫

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 16:19